چلچراغ عظیم آفرینش

رحلت پیامبر نور و رحمت ،حضرت رسول اکرم(ص)

وشهادت کریم اهل بیت ، امام حسن مجتبی(ع)

و آفتاب هشتم امامت ،حضرت علی ابن موسی الرضا(ع)

تسلیت باد

 رسول مهربانی ها،چلچراغ عظیم آفرینش

 

انگار تاروپود آدمى را با فراموشى بافته اند!

همیشه کار ما، همین است. تا داشته ایم، ندیده ایم.

به محض از دست دادن، یادمان افتاده است که چیزى،

از لاى انگشتانمان سر خورده و افتاده...

دست هامان تهى،دلهامان افسرده، تن هامان رنجور و

خسته... . 

«تو»، نور بودى؛ شعله شمعى در کوران تاریکى بى

انتهاى تاریخ.

«تو»، آب بودى؛ چشمه اى در میان کهنگى و تحجر افکار.

این، «ما» بودیم که شوریدگى نمى دانستیم.

نیاموخته بودیم که با «تو»، مى شود تا یک قدمى خدا رفت.

نیاموخته بودیم که «تو»، رسول مهربانى و عطوفتى

و تو را و ما را، شکافى عمیق از یکدیگر جدا مى کرد.

عرشى خاک نشین سرزمین دنیا !

رنجى که تو براى امتت به جان خریدى، با هیچ رنجى

در عالم ،قابل قیاس نیست.

کوه اگربود، زیر بار آن مسئولیت خطیر، خرد مى شد.

آسمان اگر بود، ترک برمى داشت... .

واسطه خدا و اهل زمین!

تو پذیرفتى. تو لرزیدى از خوف الهى و  پذیرفتى که همه

خاکسترهاى عالم از همه پشت بام هاى دنیا بر سرت فرود آید.

اما واسطه اى باشى براى خدا و اهل زمین.

منجى باشى براى جهل مرکبى ازلى که در تاروپود آدمى رسوب

کرده و مانده بود.

«رحمة للعالمین» باشى براى ریزترین و درشت ترین موجودات هستى.

یا سلطان عشق...!

از عطرِ حـریم تـو اگر دوریم ،

دلخوشیم به نسیمِ گاه گاهِ نگاهـت ...

خوب میدانم از هر که تـــو دل بـردی ،

خرابِ عشـقت شد ...

پس بنگر ما را ؛ به نگاهی ...

که دلها، خراب آباد تـــوست ...

/ 90 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هستی نو

چه وسوسه ای دارد خدا بودن... فکرش را بکن همیشه کنار تو نزدیک تر از رگ گردنت باشم...!

هستی نو

به تو حسودی ام میشود ای اجل اینجا خیلی ها عاشقانه انتظارت را میکشند باور نداری؟ من را ببین گاهی خود من یکی از همان خیلی ها میشوم

هستی نو

خدايا خواندمت پاسخم دادي… به تو تکيه کردم نجاتم دادي… به تو پناه آوردم کفايتم کردي… خداي من چگونه نااميد باشم در حالي که تو اميد مني..؟!!

دلسوختگان

ای کاش دست قدرتمند تقدیر . . . هیچ بهاری را به سردی زمستان نسپارد . . . یا اگر زمستان قانون طبیعت است . . . خدایا به زمستان هم عشق بیاموز . . . که اگر روزی . . . زمستان عاشق باشد . . . دیگر هیچ کودکی از سرما نمی میرد . . . دیگر بهانه ای برای هیچ انسانی نیست که بگوید . . . با زمستان عشق فرار می کند . . . شاید هم اگر روزی زمستان عاشق شد . . . عاشق بهار باشد . . !؟

بزم ایلیا

http://s5.picofile.com/file/8159131300/77a.jpg سلام. شروع زمستان بر شما مبارک [گل] ====================== راز عجیبی در لالایی ها وجود دارد مادربزرگ ها وقتی میخواهند بچه ها را خواب کنند برای آنها لالایی میخوانند با لالایی ها احساسات بچه ها تحریک می شود و بچه ها چنان به خواب فرومی روند که صبح فردا هرچقدر هم زنگ ساعت استدلال بیاورد ، بیدار نمی شوند از اینجا می توان فهمید همیشه انسان ها را با تحریک احساساتشان خواب می کنند ، آن گونه که دیگر با هیچ استدلالی بیدار نخواهند شد !

محمدرضاافراز

سلام هدف بنده از تبادل لینک با دوستان؛آشنایی با منطقه کتول واستان گلستان است ورسم ادب است اگر کسی به وب کسی سر بزند حتما" باید جبران مافات گردد واگر درخواست یکطرفه باشد نهایت غرور است اگه تمایل به لینک دارید بفرمایید

نگین دلنوشته

نیمکت های چوبی بیشتر از درختان جنگل میوه می دهند اگر ریشه در تلاش معلم داشته باشند...!

جالب است که انسانها دو چشم دارند ولی با یک چشم به دیگران می نگرند و جالب تر اینکه انسانها یک چهره دارند اما دورویی می کنند.

فروغ

سلاااااااااااااااااااااااااااااااام ترمه جون خوبی عزیز ؟ صبحت بخیر نیکی ترمه جون بعد از چند سالی ست باهم دوست هستیم من نمی دونم شما کجای ایران هستید؟ تا اگر عید مسیرمون افتاد ولایت شما مزاحمتون بشیم [چشمک][نیشخند] منتبریزی هستم وساکن تهران [ماچ]