بیعتی با وارث غدیر

 

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمومنین و الائمة المعصومین

 علیهم السلام.

 

غدیر نه برکه ای ست در کویر تفدیده ی جحفه، که اقیانوسی ست بی کران

به وسعت تاریخ.

غدیر نه فقط روزی ست  در ذیحجه سال دهم هجری، که نام همه روزهای

تاریخ است تا هنگامه قیامت.

صدای پیامبر(صلی الله علیه وآله) از آن روز تاریخی تا به امروز، در پهن دشت

روزگاران پیچیده است.

دستی که آن روز بالا رفت، هیچگاه پایین نخواهد آمد وخورشیدی که بر

بلندای دستان پیامبر(صلی الله علیه وآله) درخشید، شبان تیره ی ره گم کردگانِ

حقیقت را برای همیشه روشن خواهدکرد.

آری غدیر،حکایت یک روز و یک عید و یک بیعت نیست؛

 

هرصبحگاهان، طلوع خورشید امیررا می توان دید بر دستان نبی(صلی الله علیه وآله)

ودستی که از ورای چهارده قرن پراضطراب و پرمصیبت، آماده بیعت است.

 

آری هر صبحگاهان اگر نیک بنگری، دستانی را می بینی بسته؛ صورتی غبار

غم گرفته و چشمانی سرشار از اندوه، که سخت در انتظار بیعتت نشسته!!!

و هنوز صدای ناله ای را می شنوی سخت حزن آلود، که از بی یاوری، شکوه

می کند به پدر!!!

آری هر صبحگاهان روزگار ما، دستی است که بالا رفته و می خواندمان به

بیعت و عهدی تازه با او، که سخت تنهاست و منتظر...!!!

 

اینک... ای وارث غدیر...!!!

ما منتظرانت، بر دروازه های زمین ایستاده ایم در انتظار روز بزرگ آمدنت؛

برای بیعتی دوباره...!!!

 

« یارَبِّ مُحمّدٍ عَجِّل فَرَجَ آلِ مُحمّد صلّی الله علیهِ و آلِه»

 

 

/ 85 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مارال

تمامی سپاسم از آن کسی که نیازی به من نداشت ولی فراموشم نکرد...[گل][قلب]

مارال

به جرم عشق بازی صد زخم بر جگر دارم مرا لایق بدانی یا نه، دوستت دارم[قلب][قلب][گل]

آفتاب آبی

سلام....خداقوت[گل]

سید@

سلام ممنون عیدیتون یه زیارت برای پدرتون تو حرم خوندم خدا رحمتشون کنه... ...

آهسته عاشق می شوم

بنده خوب خدا سلام... بزرگوار ممنون از توضیحاتتون گرچه واقف بودیم به بود دو ترمه... راستش مدتی نمی تونم زیاد بیام نت وقتی هم که میام در حد گذاشتن پست فرصت دارم. انشالله هر زمان که فرصتی بود با فراقی بال و دلی آسوده بیام نت میرسم خدمتتون[لبخند]

نمک گیر

سلام ازابراز محبتتان ممنون ازاینکه خیلی دیر اومدم ببخشید سرم خیلی شلوغه زیارت دلچسبی داشتیم دعاگویتان بودیم به یاد دوستان خیلی بودیم با کلی مطالب جدید مواجه شدم انشاالله سر فرصت میام و همه رو میخونم...

جدا

در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود... از گوشه ای برون آی ای کوکب هدایت... از هر طرف که رفتم جز وحشت ام نیافزود... زنهار از این بیابان وین راه بی نهایت... حافظ . . . بادرود.

شهربانو

باز هم بلند شو ایستادن کسی که زمینش زده اند ،از کسی که به زور سر پایش نگه داشته اند زیباتر است..

میلاد

سلام از اینکه به یادم بودید سپاس گزارم به زودی در محرم نت و میترکونم[نیشخند]

جدا

چشمهای من به جای دستهای تو من به دستهای تو آب میدهم تو به چشم من آبرو بده من به چشمهای بیقرار تو قول میدهم ریشه های ما به آب شاخه های ما به آفتاب میرسد ما دوباره سبز خواهیم شد. ((قیصر امین پور))