پیاده تا اربعین

        بانوی جهان، زینبِ پاکانِ زمین

                                           ای زنده ز آبیاری ات، درخت دین

        گفتند چه ها دیده ای و گفتی عشق

                                           باز آمده در عشق سرا، به اربعین

 

" سراینده: یک دوست "

 

 

ای به دل بسته ، قدری آهسته،

کن مدارا با ، زینب خسته ...!


بشیر...!

وقتى به مدینة‏ النبى رسیدیم، مبادا کسى جلوى قافله اسراى کربلا، گوسفندى

را سر ببرد!

این کاروان، از سفر چهل روزه با سرهاى بریده بر بالاى نى مىِآید.

نگذار هیچ لاله‏ اى را در رثاى شهدایمان پرپر کنند! سراسر خاک کربلا، پر

بود از گلبرگ‏ هاى خونین و پاره‏ اى که ازهرسو مرا صدا مىِزدند: «أخىَّ اخَّى».

اجازه نده کسى بر سر و رویش خاک بریزد؛ هنوز باد ، گرد و خاک کوچه‏ هاى

کوفه و شام را از سر و روى زنان و کودکان عزادار نربوده است.

این صورت‏هاى کبود و دست‏هاى سوخته ، نیازى به گلاب‏افشانى ندارند ؛ هنوز

اربعین گل‏هایى که با تشنه ‏کامى بر خاک و خون افتادند، نگذشته است.

بگو پاى برهنه به استقبالمان نیایند؛ این کاروان پر است از کودکانى که پاى

پرآبله دارند.

سفارش کن شهر را شلوغ نکنند و دور و برمان را نگیرند، ما از ازدحام

نگاه‏ هاى نامحرم و بیگانه بازگشته ‏ایم.

بگذار آسوده ‏ات کنم بشیر!

دل زینب علیهاالسلام، براى خلوت مزار جدش پر مىِ کشد تا به دور از چشم

خونبار رباب و سکینه و سجاد علیه‏ السلام و این کاروان داغدار ، پیراهن

کهنه و خونین حسین علیه‏ السلام را بر سر و روى خویش بنهد و گریه ‏هاى

فرو خورده چهل روزه ‏اش را یکسره رها سازد.

 

/ 67 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
طلبه عزادار(شنگول سابق)

کودکی اندیشید که :
 خدا
 چه میخورد ؟ 
چه میپوشد ؟ 
و کجا خانه دارد ؟ 
ندا آمد : غصه بندگانش را میخورد 
گناهانشان را میپوشد در دلهای شکسته خانه دارد... ممنون از حضورتون

ساحل مرجانی

سلام گرامی ... حسب الامر رفتیم به آنجا ... تسلیت گفتیم ...

علی اکبر معتمدی

سلام خواهر گرامی هفته عزاداری را به شما خواهر گرامی تسلیت عرض می کنم و امیدوارم در این روز از هرچه شما از امامتون بخوایند انشالله بی جواب نمونیند . در ضمن بگم کلیپی تهیه کردم به نام حضرت رقیه ببینی بد نیست ضرر نمیکنی ممنونم از بزرگواریتون

Starry night

[لبخند] ممنون از حضورت عزیزم

پاپیون

می‌خواست گل که دم زند از رنگ و بوی دوست از غیرت صبا نفسش در دهان گرفت آسوده بر کنار چو پرگار می‌شدم دوران چو نقطه عاقبتم در میان گرفت

ترمه...

نون و قلم نبی ست و ما یسطرون حسین طاق فلک علی ست ،به عالم ستون حسین اصل حیات حضرت زهراست ،خون حسین هستی تمام ظاهر و ما فی البطون حسین با یک قیامت است هم الغالبون حسین در این قیام نقطه پرگار زینب است

خانم دودی

سلام خوبی ترمه ی عزیزم؟ به روز بودم... گفتم بهت خبر بدم باعث افتخارمه بهم سر بزنی :) تمنای دعای فرج دارم و یا علی که زندگی را نمکی نیست... به جز حب علی ع

مرتضی

اللهم ارزقنا شفاعتا الحسین یوم الورود