پیمان قلبها...

دختری دلش شکست
رفت و هر چه پنجره
رو به نور بود
بست

رفت و هر چه داشت
یعنی آن دل شکسته را
توی کیسه زباله ریخت
پشت در گذاشت

صبح روز بعد
رفتگر
لای خاکروبه ها
یک دل شکسته دید
ناگهان توی سینه اش پرنده ای تپید
چیزی از کنار چشم های خسته اش
قطره قطره بی صدا چکید

رفتگر برای کفتر دلش
آب و دانه برد
رفت و تکه های آن دل شکسته را به خانه برد

سال هاست
توی این محله با طلوع آفتاب
پشت هر دری
یک گل شقایق است
چون که مرد رفتگر
سال هاست
عاشق است...

( خانم عرفان نظرآهاری)

 حدیث عشق و وفاداری:

رسول اکرم صلى الله علیه و آله فرمودند :

نزدیک ترین شما به من در قیامت، راستگوترین، امانتدارترین، وفادارترین به عهد، خوش اخلاق ترین و نزدیک ترین شما به مردم است.( بحارالأنوار ج72، ص94، ح12 )

 و فرمودند:

سه چیز است که در هر کس باشد منافق است اگر چه

روزه دارد و نماز بخواند و حج و عمره کند و بگوید من

مسلمانم، کسى که هنگام سخن گفتن دروغ بگوید

و وقتى که وعده دهد تخلف نماید و چون امانت

بگیرد، خیانت نماید.(نهج الفصاحه ص422 ، ح 1280)

 

دل نوشت: 

پیمان های قبل از ازدواج را مراقبت کنید.

 

 

/ 158 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ارمغان

سلام ممنونم که سرزدی ترمه خانم... موفق باشی گلم... مطالب وبت و دوست دارم...

khodai

بچه‌ها هرگز مادرشان را زشت نمی‌دانند سگ‌ها اصلا به صاحبان فقیرشان پارس نمی‌کنند اسکیموها هم از سرمای آلاسکا بدشان نمی‌آید اگر کسی یا جایی را دوست داشته باشید آنها را زیبا هم خواهید یافت زیرا حس زیبا دیدن همان عشق است•[گل][گل][گل][گل]

khodai

دل نزد تو است اگرچه دوری ز برم جویای توام اگر نپرسی خبرم خالی نشود خیالت از چشم ترم در قلب منی اگرچه جای دگرم[گل][گل][گل]

khodai

پرى براى پرواز ندارم اما دلى دارم که هر لحظه بیادت پرواز میکند!!![گل][گل]

نگین دلنوشته

براي تو مي نويسم... براي تويي كه تنهايي هايم پر از ياد توست براي تويي كه قلبم منزلگه عـــشـــق توست براي تويي كه احساسم از آن وجود توست برای تو که میدانی زیبا ترین هدیه تولدم هستی براي تويي كه تمام هستي ام در عشق تو غرق شد براي تويي كه چشمانم هميشه به راه تو دوخته است براي تويي كه مرا مجذوب قلب و احساس پاك خود كردي براي تويي كه وجودم را محو وجود خود كردي براي تويي كه هر لحظه دوري ات برايم مثل يک قرن است براي تويي كه سـكوتـت سخت ترين شكنجه من است..

رویا

یک روز آموزگار از دانش اموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابرازعشق ، بیان کنید؟ برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند.برخی «دادن گل و هدیه» و «حرفهای دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها ولذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند.در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد: یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند. یک قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراهنداشت و دیگر راهی برای فرار نبود. رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند. ببر ، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست شناس فریادزنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند. داستان به اینجا ک

andisheh58

سلام.چقد قشنگ،وبلاگتونو میگم.واقعا خیلی زحمت کشیدی.ایساله موفق باشی. www.andisheh58.mihanblog.com

پیشتاز اسپرت

لاییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییک

روزالی پیرسون

لانـــه ات را ، بـــر حبــابِ حــوصلــهء مـــردُمــان نـــساز ! تــــا ، آوارهء بیحــــــوصـلگــی شــــان نـــــشوی ! +متنت زیبا بود ممنون